شده از قرآن مجيد و احكام و وظائف دينى و امور اخلاقى و اعتقادى كه بآيات قرآن و اخبار متواتره و ضرورت دين و مذهب و براهين عقليه ثابت و محقق شده
وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
امورى كه بانبياء سلف نازل شد بر دو قسم است يك قسمت امورى كه هميشه باقى بوده و قابل نسخ نيست مانند امور اعتقادى و اصول اخلاقى و بسيارى از اعمال عبادى كه اصل آن در همه اديان بوده و قسم ديگر امورى است كه در اديان سابقه بوده ولى در دين اسلام نسخ شده مانند بسيارى از خصوصيات و فروع اعمال عبادى .
و البته ايمان به اينكه همه آنچه به پيغمبران سلف نازل شده از جانب خدا بوده و آنان مأمور از جانب پروردگار بودهاند لازم است اگر چه در مرحله عمل بايد پيرو پيغمبر اسلام و دستورات و سنن آن بزرگوار باشيم و آنچه از اخبار استفاده مىشود براى ابراهيم دو وصى بوده يكى اسمعيل كه بر بنى اسمعيل و طائفه عرب مأمور بوده و داراى اوصيايى بوده و دين ابراهيم تا زمان بعثت پيغمبر اسلام باقى بوده و آباء گرام او بر دين آن حضرت بودهاند .
و ديگر اسحق و پس از آن يعقوب كه بر بنى اسرائيل مبعوث بودهاند و اين رشته ادامه داشته تا زمان موسى و پس از آن تا زمان عيسى ( ع ) « و الاسباط » يعقوب دوازده پسر داشته كه اسامى آنها بنا بر نقل مجمع البيان يوسف ، بن يامين ، روبيل ، يهودا ، شمعون ، بالون ، دان ، قهاب ، يشجر ، لاوى تفتابى و جاد بوده است و بعضى از مفسرين عامه گفتهاند مراد از اسباط اولاد يعقوبند و همه داراى مقام نبوت بودهاند ، ولى بنا بر مذهب شيعه غير يوسف و بن يامين هيچكدام لياقت نبوت را نداشتهاند براى آن ظلمى كه درباره يوسف انجام داده و دروغى كه به يعقوب گفتند كه اينها منافى با عصمت است كه اولين شرط نبوت و وصايت و امامت مىباشد اگر چه بعد از توبه اهل نجات و سعادت شدهاند مضافا به اينكه سبط اطلاق بر اولاد بلا واسطه نميشود