اجابت نفس مىكند و اگر اذن او متعلّق مىشود به بقاى روح ، اجابت روح مىكند .
علّامه شعرانى : روح در اصطلاح امام عليه السّلام عبارت است از جان انسان از جهت تعلّق به بدن ، و نفس عبارت از جان به اعتبار خود او و نظير اينكه كشتيبان از جهت تعلّق به كشتى كشتيبان و اگر كشتى او بشكند و او به ساحل برود ، انسانى است مانند ديگران ، روح نيز چون بدن متلاشى شود از جهت آنكه حيات بدن است ، فانى مىشود و از جهت ذات خود باقى است و اينكه فرمود : در خواب نفس او به آسمان عروج مىكند ، مراد عالم تجرّد و روحانى است كه خود او ذاتا از آن عالم است .
[ همچنين مؤلف دربارهء مرگ و خواب مىگويد : ] در تورات مذكور است كه اى فرزند آدم ! به طريقى كه در خواب مىروى ، بميرى و بر طرزى كه بيدار مىگردى ، زنده مىشوى .
علّامه شعرانى : تشبيه و مقايسهء خواب با مرگ آيات بسيار دارد ؛ يعنى دليل اسرار بسيار است :
يكى آنكه جان انسان تابع بدن نيست ، بلكه پس از مرگ نيز مىماند .
ديگر آنكه حواسّ انسان منحصر به حواسّ ظاهر نيست ؛ چون در حال خواب چشم و گوش و ساير حواسّ ظاهره معزولند و آنچه مىبينيم ، با حسّ ديگر است و مولوى گويد :
پنج حسىّ هست جز اين پنج حس * آن چو زر سرخ است و اين حسها چو مس
پس از مرگ نيز قواى حاسّه باقى است .
سيم آنكه خواب باطل محض نيست ، بلكه بسيار باشد كه عين حقيقت بود ، مانند خوابهايى كه ما را از آينده اگاه مىسازد . پس در وراى مادّه موجوداتى هستند عالم از آينده و باخبر از همهچيز و ناچار كاملتر از ما .
چهارم آنكه لذّتها و آلام از نعمتها و شكنجههاى جسمانى در عالم ديگر عجيب نيست ؛ زيراكه شبيه و نمونهء آن را در عالم رؤيا ببينيم و شبهههاى مادّى