و هو أن يكون لغتان « الياس » و « الياسين » كما قيل ميكال و ميكائيل . و قال أبو عليّ : هذا لا يصحّ ؛ لأنّ ميكال و ميكائيل لغتان في اسم واحد و ليس أحدهما مفردا و الآخر جمعا كالياس و إلياسين و ادريس و ادراسين و مثله قدنى من نصر الخبيين قدى أراد عبد اللّه و من كان على رأيه .
وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ
. « 1 »
مؤلف : به درستى كه الياس بن ياسين ميشا بن فنحاص بن الغيران بن هارون كه ابن عمّ اليسع است ، از جملهء فرستادگان است به دعوت نمودن و مردمان را به راه حقّ خواندن .
علّامه شعرانى : الياس در كتب مقدس يهود به نام ايليا معروف است و معتقدند زنده به آسمان رفت و در آخرالزمان بازمىگردد و در پيش روى مسيح موعود راه مىرود ، امّا از روش سؤال آنانكه از حضرت يحيى عليه السّلام پرسيدند : آيا تو ايليا هستى ؟
معلوم مىشود كه معتقد نبودند با همان بدن برمىگردد ، بلكه مىگفتند : كسى مانند او در زهد و ورع و دعوت به حقّ و در زندگانى شبيه به او خواهد آمد ، مثل آنكه در زمان ما كسى به سخاوت تفوّق يابد ، گويند : حاتم به دنيا بازگشته است و بعضى از آنها معتقدند به شخص برمىگردد . « 2 »
[ باز در همين رابطه مؤلف داستان مخالفت پادشاه عصر حضرت الياس را با آن حضرت و عقاب و فرجام بد او را ذكر مىكند ] .
علّامه شعرانى : در كتب مقدّسهء يهود ، حكايت الياس و قحط و عذاب و بتپرستى پادشاه آن عهد و قصّهء زن وى با اندك اختلاف مذكور است . نام آن شاه احاب و نام زنش - كه او را به بتپرستى دعوت كرده بود - ايزابل است و قصّههاى عجيب و طولانى آوردهاند كه نقل آن مناسب اينجا نيست . و نيز ابن بابويه در كتاب
هامش
( 1 ) . همان آيهء 123 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 16 .