كمال الدين حكايتى از غيبت ادريس نقل كرده است كه يهود آن حكايت را به الياس نسبت مىدهند و در اين تفسير هم از الياس نقل كرده است و شايد تصحيف در كتاب كمال الدين باشد . « 1 »
مؤلف : و اين پادشاه زنى داشت . نام او ازبيل من شرّ خلق اللّه و أخبثهم سخت فاحشة و ظالمة . و پادشاه اوقاتى كه به شهرهاى ديگر رفتى ، او را بر جاى خود بنشاندى به خلافت ، او بيرون آمدى به صورت مردان و بر تخت بنشستى و حكم كردى و كار گزاردى ، و اين زن هفت شوهر را كشته بود به حيله و غيله ، و او را هفتاد فرزند بود از اين شوهر و ديگر شوهران .
علّامه شعرانى : امروز نصارى و غير آنان ايزابل گويند .
شايد به او و نوادگان مراد باشد و حكايت الياس و اخاب و ايزابل ، آنچه در اين كتاب آمده ، اقتباس از عرائس ثعلبى و با اندك اختلاف موافق تورات يهود است ، امّا در تورات « 2 » ذكر هفت شوهر و هفتاد فرزند نيست . و اللّه العالم . و نام آن مرد صالح در تورات « 3 » نابوت يزرعيلى است . « 4 »
مؤلف : خداى تعالى الياس را گفت : از ميان ايشان رو كه وقت هلاك ايشان است ، و به فلان جاى رو و آنچه بينى بر او نشين و مترس از او . او و اليسع به آنجا رفتند كه خداى تعالى فرموده بود . اسبى را ديد از آتش ، الياس بجست و بر پشت اسب نشست و آن اسب در هوا شد .
علّامه شعرانى : در تورات « 5 » گويد : عرابه [ اى ] از آتش آمد و ايليا در آن نشست و او را به آسمان بردند . و اهل زمان ما گويند : در كرات آسمان مردمى هستند در صنعت از
هامش
( 1 ) . همان ، ص 19 .
( 2 ) . تورات ، ملوك دوم ، ص 1 - 18 .
( 3 ) . همان ، ملوك اوّل ، ص 21 و 22 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 331 .
( 5 ) . تورات ، ملوك دوم ، ص 1 - 18 .