تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1109

مساهمون:

ص١١٠٩
على الغيوب و لو بوجه مبهم في اليقظة ؛ نظير ما يحصل في المنام ، و مثل قول الشعر ممّن لم يكن له طبع الشعر ، و حلّ مسألة غامضة من عامّي ، فإن ثبت وجود مثل هذه الأمور ثبت وجود موجودات مجرّدة لها تعلّق بالنفوس الإنسانية يؤيّدها . و أمّا كيفيّة دفعها عن استنباط الغيب باضطراب الجوّ و تناثر الشهب ؛ فشيء استأثر اللّه بعلمه و مضى شيء يتعلّق بذلك . « 1 »
لا يَسَّمَّعُونَ
. « 2 » مؤلف : اهل كوفه به تشديد خواندند على تقدير گوش با اهل آسمان نكنند از فرشتگان . علّامه شعرانى : اهل نظر در راندن شياطين به ستارگان سخن بسيار گفتند كه حاجت به نقل آن نيست ، مگر دو سؤال كه ناچار ياد بايد كرد : يكى آن‌كه دويدن شهب در آسمان پيش از زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود . و در خبر است كه آن حضرت از مرد جاهلى پرسيد : شما درباره شهاب چه مىگفتيد ؟ او جواب داد : مىگفتم براى فوت مرد بزرگى است . و به مقتضاى آيات كريمه ، اين حادثه نو بود ، در عهد پيغمبر پديد آمده و مردم در آن فرو مانده بودند كه چه بگويند . جواب آن است كه تير شهاب هميشه در آسمان ديده مىشد ، امّا كثرت آن‌كه ستاره باران گويند . چنان‌كه هروقت در آسمان نگاه كنى ، صدها ستاره بينى به هر سوى دوان ، گاه‌گاه اتّفاق افتد نه هميشه . سؤال دوم آن‌كه راندن شياطين به تير شهاب چگونه است ؟ جواب آن است كه ما به همهء اسرار جهان آگاه نيستيم و محال نمىدانيم آشفتگى اوضاع موجب منع ارتباط با عالم ملائكه باشد ، چنان‌كه رؤياى صادقانه نوعى ارتباط قواى ماست با فرشتگان عالم بالا و اطّلاع ما بر امور آينده ، با اين حال ، چون اوضاع جهان آشفته باشد ،
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 8 ، ص 438 . ( 2 ) . صافّات ( 37 ) آيهء 8 .