تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1101

مساهمون:

ص١١٠١
مجرّد ، مانند ملائكه ، چون غذا نمىخورند و نكاح ندارند و امثال اين لذات براى آنها نيست ، از سعادت محرومند و موجودات جسمانى كامل‌ترند از آنها در تمتّع و لذّات . و اين صحيح نيست ؛ چون‌كه همهء لذّات حيوان به‌سبب اندك ادراكى است كه رشحه‌اى از آن جهان است ، مانند پرتوى از خورشيد تافته و نسبت سعادت و لذّت اينان با سعادت آنان مانند شبنم است و دريا ، يا پرتو ضعيف با خورشيد جهان‌تاب . و اهل بهشت تجرّد دارند و اصل لذّت در ادراك است و اصل ادراك مجرّد است و اگر خواهى آن را لذّت مگوى و بهجت بنام . « 1 » مؤلف : ابن كيسان گفت : به زيارت يكديگر مشغول باشند ، و گفتند : به مهمانى خداى - جلّ جلاله - ، و گفتند : في عشرة ؛ أشياء ؛ به ده چيز مشغول باشند : به ملكى بىعزل ، و برنايى بىپيرى ، و تندرستى بىبيمارى ، و عزّى و راحتى بىشدّت ، و نعمتى بىمحنت ، و بقايى بىفنا ، و زندگانى بىمرگ ، و خشنودى بىخشم ، و انس بىوحشت . علّامه شعرانى : همهء اينها از لوازم وجود مجرّد از مادّه است ؛ چون مادّه منشأ هرگونه تغيير است ، برنا را پير كند و تندرست را بيمار و كذا چون مادّه نباشد ، موجود به يك حال ثابت ماند . « 2 »
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ . . .
. « 3 » مؤلف : آيا عهد نكردم با شما اى فرزند آدم ! و نفرمودم شما را آن‌كه نپرستيد شيطان را . . . ؟ علّامه شعرانى : اين عهد به خلق استعداد است در فرزند آدم كه طبعا زشت را
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 282 . ( 2 ) . همان ، ص 283 . ( 3 ) . يس ( 36 ) آيهء 60 .