همچنانكه ماهى در آب به گشادگى و فراخى مىرود و شنا ورزد .
علّامه شعرانى : موافق مذهب بعض قدما و همهء منجّمين عصر ما ، كواكب خود در مدارى سير مىكنند و به مذهب بطليموس ، در جسمى مركوز است و آن را فلك گويد كه چون بگردد ، كواكب را بگرداند . و ظاهر قرآن مطابق قول اوّل است .
اگر گويى : مردم امروز گويند : خورشيد ثابت است و زمين بر گرد او مىگردد و در قرآن نسبت حركت به خورشيد داده است ، گوييم : اين بر حسب ظاهر است كه ديده مىشود ، چنانكه گويى : در كشتى نشسته بودم و زمين و درخت از پيش من مىگذشت . و بسيار ديدهايم منجّمين جديد هم مىگويند : آفتاب از اين برج به آن برج رفت يا حركت ساليانهء او چند است و نظرشان به ظاهر است . « 1 »
مؤلف : [ در همين زمينه روايتى از حضرت رضا عليه السّلام نقل مىكند كه ] طالع دنيا سرطان بوده در وقتى كه كواكب در موضع شرف و ارتفاع بودند ، پس زحل در ميزان بود و مشترى در سرطان و شمس در حمل و قمر در ثور ، و اين دلالت مىكند بر كينونت شمس در حمل در وسط آسمان ، پس روز پيش از شب مخلوق شده باشد .
علّامه شعرانى : [ نيز در اين مورد مىفرمايد : ] حضرت رضا عليه السّلام اين سخن را از باب مسلّمات خصم بيان فرمود ، چنانكه رسم ارباب جدل است و چون مخاطب به اين حساب معتقد ، بود قانع شده و طالع برجى است كه بر افق شرعى است . و هرگاه سرطان در مشرق باشد ، برج حمل در وسط السماء خواهد بود و هرگاه خورشيد در حمل باشد ، ظهر است و اين نسبت قبّة الارض است ؛ يعنى جايى كه در حدّ وسط ميان جزاير خالدات و گنگ در مغرب اقصى و مشرق اقصى واقع باشد . و اين موضع بر محاذى سجستان و غرب افغانستان باشد . « 2 »
مؤلف : و همه در فلك خود شنا مىكند .
علّامه شعرانى : مذهب جماعتى از قدماى فلاسفه و منجّمين است كه سير كواكب
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 485 .
( 2 ) . همان .