براى نصرت بر دشمنان مؤثّر است و اسم اعظم مىباشد و آن اين است كه : « يا هو يا من لا هو إلّا هو » .
مرحوم شعرانى : هركس ضمير « هو » را بر زبان آورده ، اشاره به چيزى موجود كرده است . امّا اين لفظ دلالت بر ماهيّت او ندارد . خداوند تعالى هم مىدانيم موجود است و ماهيّتى براى او نمىدانيم . پس بهترين لفظى است كه بتوانيم از او تعبير كنيم . و در تورات نام خداى تعالى « يهوه » است ، يعنى « هست » ، بىآنكه دلالت كند بر آنكه چيست ؟ « و لا هو إلّا هو » ؛ يعنى هيچ موجودى در جهان نيست مگر او ؛ چون به چيزى مىتوان گفت : « هو » كه موجود باشد و همهچيز نزد او هيچند . « 1 »
مؤلف : و گويند كه احد است بر صفت ذات ، يعنى در وجوب صفات خود هيچكس شريك او نيست .
علّامه شعرانى : در حديث امير المؤمنين عليه السّلام آمده است كه واحد به چهار معنى است : دو معنى آن بر خداوند روا نيست و دو معنى رواست . امّا آن دو معنى كه روا نيست ، يكى واحد عددى است كه گويند : يك دو و سه ، و او ثانى و ثالث ندارد تا گوييم : او يكى از آن شمارههاست . و ديگر نوع از جنس و او با هيچ موجود مشترك نيست در جنسى كه گوييم : يك نوع از آن جنس است .
آن دو معنى كه رواست ، يكى آن است كه گوييم : او يگانه است و نظير ندارد ؛ چنانكه گوييم : فلان واحد عصر خويش است در علم يا صنعت . دوم آنكه در وجود او هيچ تركيب و تجزيه راه ندارد ، نه در خارج و نه در عقل . انتهى ملخّصا . « 2 »
مؤلف : و گفتهاند عليهم السّلام كلمهء
هُوَ
قسم و الهان است و لفظ
اللَّهُ
بهرهء دانشوران است و نام
أَحَدٌ
خطّ محتاجان و محبّان است و
اللَّهُ الصَّمَدُ
نصيب عارفان است و
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ
قسط عادلان است و
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
از آن عوام مؤمنان است . پس هركس بر
هُوَ
رسد ، واله است و هركس كه
اللَّهُ
داند ، عالم است و
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان ، ص 395 .