تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1334

مساهمون:

ص١٣٣٤

سورهء مبارك انشقاق

وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ
. « 1 » مؤلف : و بيرون افكند آن‌چه در درون اوست ؛ يعنى هر جدّ و جهدى كه در اين باب او را ممكن بشد ، به جاى آرد تا هيچ‌چيز در باطن او نماند . علّامه شعرانى : زمين قعر عالم مادّه است و آسمان سقفى كه حاجز ميان عالم سفلى و علوى است . و چون شكافته شود - چنان‌كه پيش از اين گفته‌ايم - حاجب ميان دو عالم برداشته شود و زمينىها عالم علوى را مشاهده كنند و زمين گرچه خاك است مانند هيولاى اولى - به اصطلاح حكما - استعداد همه‌چيز دارد ، حتّى آن‌كه نفوس اوليا هم از خاك آغاز كرده به مقام شامخ رسيده است . و در قيامت هرچه زمين استعداد داشت ، بيرون ريخت و آن‌چه در خود داشت ، ظاهر كرد و كار دنيا تمام شد ؛ چون كار او جز اين نبود كه مستعدّان را از پست‌ترين مرتبهء مادّى به عالىترين درجات روحانى برساند و چون آسمان هم شكافته شد ، آخرت به روى جهانيان گشوده گشت . پس مفادّ آيات اين است وقتى كه دنيا به آخر رسيد و آخرت روى نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . انشقاق ( 84 ) آيهء 4 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 191 .