بهشت به بزرگى آسمان و زمين است ، پس جهنّم در كجا قرار دارد ؟ معصوم فرمود :
وقتى روز آيد ، شب كجاست . و حديث در وافى هست و اشاره به شرح آن شده ؛ نظير آنكه ملائكه بر گوشهء دهان انسان مىنشينند براى ثبت اعمال و مزاحم لقمه و طعام نيستند و يا قطرات باران فرومىآيند و مزاحم يكديگر نيستند ، يعنى جا را بر هم تنگ نمىكنند . و هم در وافى است كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام يكى از اصحاب خود را بيرون شهر مدينه برد و نهرهاى بهشت و كوثر را در آنجا به دو نشان داد . پس دنيا ، يعنى زمين مدينه ، مزاحم نهرهاى بهشتى نيست و بيشتر استعجاب مردم از قيامت و انكار ايشان براى توهّم تزاحم است . و اللّه العالم . « 1 »
فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى * فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ
« 2 »
مؤلف : يكى از عرفا مناجات كرد كه : خداوندا ! اين چه حال است كه فرعون
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
گفت و حسين منصور حلّاج « أنا الحق » ، هردو يك دعوى كردند .
روح حسين در علّيّين است و از آن فرعون در سجّين ؟ هاتفى آواز داد كه : فرعون به خودبينى درافتاد و همه خود را ديد ، ولى او خود را گم كرد . پس در ميان فرق بسيار است .
علّامه شعرانى : از اتّحاد بر حسب مفهوم لفظى دو چيز به ذهن متبادر مىگردد :
يكى آنكه وجود حقّ را ثابت بدانى و ساير موجودات را براى ضعف و ناچيزى فانى و مستهلك ، چنانكه گويى : موجود خداست ، و ديگر چيزى نيست كه در حقيقت وجود ممكنات را انكار كرده و آنها را ناچيز دانسته نه وجود حقّ را . و اين سخن غلوّ و مبالغه در توحيد است و انكار اصالت ممكنات غلط باشد يا درست ، كفر نيست .
مفهوم دوم اتّحاد آن است كه وجود همهء ممكنات را ثابت و محقّق دانى و
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 10 ، ص 141 .
( 2 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 25 .