ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ
. « 1 »
مؤلف : مبلغ ايشان از علم اين است و بيش از اين نمىدانند و علمى نيست ايشان را به ثواب آخرت و احوال قيامت .
علّامه شعرانى : اگر كسى اعتراض كند كه پيش از بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و دعوت مردم به آخرت و جزا و ثواب و عقاب هيچكس از آن عوالم خبر نداشت و غير همين عالم جسمانى عالم ديگر نمىدانست و اگر پيغمبر مأمور باشد كه اينگونه مردم را به دين دعوت نكند ، بايد از همهكس مأيوس باشد ، در جواب گوييم : انسان اگرچه ايمان به پيغمبران نياورده باشد و دعوت رسول به او نرسيده باشد ، چون عقل دارد بالقوه يا بالفعل ، به عالم غير اين عالم محسوس معترف است ، چنانكه بسيارى از حكماى الهى يونان و ملل ديگر فى الجمله بدان معتقد بودند . امّا جماعتى كه ادراك نزد آنها خاصّ به حسّ است و حقايق منحصر در محسوس و عقل ندارند ، پندارند هرچه را حسّ نكنند ، موجود نيست و آيه اشاره به اين مردم است و مكرّر در قرآن نكوهش آنان آمده است . « 2 »
إِلَّا اللَّمَمَ
. « 3 »
مؤلف : اختلف في معناه ، فقيل : هو صغار الذنوب كالنظر و القبلة و ما كان دون الزنى .
علّامه شعرانى : المذهب الصحيح أنّ المعاصي كالواجبات تترتّب في العظم و الصغر و بعضها أنكر من بعض و أبغض عند اللّه و عقوبتها أشدّ و لكن لا حدّ فاصل بين الكبيرة و الصغيرة بحيث لا يدخل إحديهما في الأخرى ، فهي نظير الخامل و المشهور و الطويل و القصير و الكبير و الصغير من سائر الأشياء . و جميع المعاصي مشتركة في أنّ فاعلها يصير به فاسقا خارجا عن العدالة و الاستواء عند اللّه و غفران الصغائر أقرب و
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) آيهء 30 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 347 .
( 3 ) . نجم ( 53 ) آيهء 32 .