ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
. « 1 »
مؤلف : و ببايد دانست كه جميع علماى ما و اكثر جمهور از مخالفان متّفقند كه عروج آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به آسمان با روح و جسد بود نه به روح فقط و ملكوت سماوات كه مشاهده فرمود ، در حالت يقظه بود نه خواب .
علّامه شعرانى : پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خود مىدانست به روح عروج كرد يا جسم ، و به خواب بود يا بيدارى . و اگر متفلسف دربارهء لذائذ بهشتى يا آلام دوزخى گويد : روحانى به صورت جسمانى در نظر او مجسّم گشت ، دربارهء معراج نمىتواند بگويد : عروج روحانى به نظر او جسمانى آمد . چنانكه گفتيم ، كفّار مىخواستند آن حضرت را در نبوّت خودش به شكّ اندازند . نعوذ باللّه . « 2 »
مؤلف : و قوله :
ما رَأى
حمل كردن بر عموم اولىتر باشد . هرچه ديد از آلاء و نعماء و عجايب و غرايب از خلق آسمان و زمين و انواع فرشتگان و انواع نعمت و بهشت و دوزخ و هرچه آن شب ديد تا شامل باشد آن همه را .
علّامه شعرانى : به نظر مىرسد كه قرائن خارجى نيز بر عموم دلالت دارد ؛ چون كفّار قريش ديدن پيغمبر را حمل بر تجسّم خيال و اوهام مىكردند ، چنانكه فرمود :
أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى
« 3 » و اين شامل همهء رؤياهاى نبوّت است . و خداوند در ردّ آنها فرمود : عقل بر صحّت رؤياى او شهادت مىدهد و مردم عادّى غير پيغمبر نيز گاه باشد چيزى را مىبينند و يقين دارند آنچه ديدند ، موافق حقّ و واقع است ، مثلا كسى امام يا پيغمبر يا ملائكه را بيند و به او خبر دهد فلان غائب تو فلان روز خواهد آمد يا گمشدهء تو در فلان جاست و چون خبر او تحقّق پيدا كند ، يقين دارد رؤياى او حقّ است و تجسّم خيال نيست . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله شكّ نداشت كه جبرئيل را كه ديد و وحى را كه شنيد ، حقّ است . و مردم ديگر نيز مىتوانند حقيقت رؤياى او را دريابند ؛ زيرا از
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) آيهء 11 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 76 .
( 3 ) . نجم ( 53 ) آيهء 12 .