تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1214

مساهمون:

ص١٢١٤
كه به دشمنى او متّهم است ، به اين تيغ گردن زنم . چون صبح نزديك شد ، ستاره‌اى از قطب آسمان جدا شد به غايت روشن ، هرچند ساعت برمىآمد ، نزديك‌تر مىشد تا به در خانهء كعبه فرود آمد . چون نگاه كردند رسول صلّى اللّه عليه و آله بيرون آمد . فذلك قوله :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
« 1 » . علّامه شعرانى : موافق اخبار بسيار ، بازگشتن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آسمان و رفتن او را نيز مردم نديده بودند و معراج او مشهود قوم نشده بود . و اين خبر اگر صحيح باشد ، خاصّ حضرت ابى طالب بود يا بعضى از كسان او . و اللّه أعلم . « 2 »
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى
. « 3 » مؤلف : خلاف كردند كه « هو » ضمير كيست ، بعضى گفتند : ضمير جبرئيل است . و بر اين قول ، و او حال باشد : أي استوى جبرئيل في حال كونه بالأفق الأعلى . و بعضى ديگر گفتند : ضمير محمّد صلّى اللّه عليه و آله است و واو عطف است ، چنان‌كه بيان كرديم . آن‌گه خلاف كردند كه مساوات محمّد را با جبرئيل در چه‌چيز بود استويا في القوّة على الصعود ؛ در قوّت به آسمان شدن راست شدند با يكديگر . بعضى ديگر گفتند : راست شدند در علم به وحى . علّامه شعرانى : اكثر علماى اسلام الّا نادر ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را افضل از جبرئيل و ساير فرشتگان مىشمارند و عرفا در اين باب موافقند كه انسان كامل از همهء حضرات وجود افضل است و اين آيه منافى آن نيست ، چون بسا موجود مفضول سبب علم افضل شود ، چنان‌كه عقل از حواسّ تكميل مىپذيرد و پادشاه عظيم از جاسوسان زيردست استفاده مىكند و عالم متبحّر از روات عامّى حديث فرامىگيرند . « 4 »
هامش
( 1 ) . نجم ( 53 ) آيهء 1 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 40 ، ص / 33 . ( 3 ) . نجم ( 53 ) آيهء 7 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 336 .