وَ قَوْمُ تُبَّعٍ
. « 1 »
مؤلف : [ دربارهء عيوب شعر مىگويد : ] آن پنج نوع باشد : اقواء ، اكفاء ، و ايطاء ، و سناد ، و تضمين .
علّامه شعرانى : اكفاء در قافيه اختلاف حرف روىّ حروفى است كه متقارب باشند ، مانند ميم و نون ، چنانكه « اقدام » را با « اقران » قافيه كنند . و ايطاء تكرار قافيه است كه يك كلمه به يك معنى در دو بيت آورند . و سناد اختلاف در حركات ماقبل رديف است ، چنانكه عين به معنى چشم را به فتح عين است با حين به كسر حاء قافيه كنند . و تضمين در قافيه آن است كه جمله به آن تمام نشود كه مگر به شعرى كه پس از آن آمده باشد . بارى ، ابن هشام « 2 » صاحب سيره گويد : اين اشعار مصنوع است و ابن اسحاق آن را از تبّع نقل كرده ، صحيح نيست و خود آن را در سيره نياورده است و ظاهرا تفصيل احوال او همه ضعيف است و به جز آنكه قرآن بر آن دلالت دارد ، اعتماد نيست . « 3 »
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ
. « 4 »
مؤلف : حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت :
جاى اين دو فرشته بر گوشههاى دهن آدمى است .
علّامه شعرانى : اين روايت دلالت دارد بر آنكه اجسام مجرّدند بىمادّه كه جاى بر غذا تنگ نمىكند و صور مجرّده چنين هستند ، چنانكه ما در ذهن چيزهاى فراوان تصوّر مىكنيم و آنها يكديگر را محو و باطل نمىكنند . « 5 »
مؤلف : حسن گفت : اين فرشتگان از مرد دور نشوند الّا در وقت قضاى حاجت و در وقت خلوت .
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 14 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 272 .
( 4 ) . ق ( 50 ) آيهء 17 .
( 5 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 275 .