تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1194

مساهمون:

ص١١٩٤
قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ . . .
. « 1 » مؤلف : در احاديث صحيحه ثابت شده كه اجساد انبيا و اوليا و شهدا هرگز پوسيده نشوند ، بلكه بر همان حال اولى احياى ايشان نمايند . علّامه شعرانى : در حديث كافى است كه در زمان حضرت عسكرى كشيش نصرانى به استسقا رفت و استخوان يكى از پيغمبران را ميان دو انگشت داشت و هرگاه دعا مىكرد براى باران ، دعايش مستجاب مىشد . و اين فتنهء مسلمانان شد تا آن حضرت استخوان را از ميان انگشتان او بيرون آورد و پس از آن دعاى او مستجاب نشد و مردم دانستند اين به احترام آن پيغمبر بوده . و در روايتى آمده است كه حضرت موسى استخوان يوسف را از مصر بيرون آورد . بنابراين پوسيده نشدن ابدان انبيا و اوليا مسلّم نيست و بايد در اين‌باره توقّف كرد و علم آن را به خداى تعالى گذاشت . « 2 » مؤلف : و گفتند : معنى آن است كه ما دانيم كه كدام عضو از ايشان بپوسد و كدام استخوان بماند . براى آن‌كه در خبر آمد كه از بنى آدم همه‌چيز بپوسد ، الّا استخوان دمغزه و هو العظم الذي عليه الالية . و در خبر آمد كه تن‌هاى پيغمبران و اوصيا و شهدا نپوسد . علّامه شعرانى : دمغزه ترجمهء عصعص است و بعيد به نظر مىرسد اين حديث صحيح باشد ؛ زيرا آن‌چه ديده شده است استخوان عصعص اموات نيز پوسيده بوده . و شايد تأويلى دارد كه شرحش مناسب نيست . در روايتى آمده است كه حضرت عسكرى عليه السّلام استخوان يكى از پيغمبران را از ميان انگشتان كشيش نصرانى بيرون آورد ، وقتى كه باران نيامده بود و مسلمين مىرفتند به استسقا و باران نمىآمد . امّا كشيش با نصارا مىرفتند و باران مىباريد و اين موجب گمراهى مردم شد . حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام براى رفع شبهه از مردم آن
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) آيهء 4 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 9 ، ص 5 .