تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦

سورهء مبارك زخرف

بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
. « 1 » مؤلف : به‌درستى كه ما بر پىهاى ايشان راه يافتگانيم ؛ يعنى در اين دعوى تابع پدران خوديم . علّامه شعرانى : بدان كه ظنّ در اصول دين كافى نيست ؛ به دليل آن‌كه اگر كافرى بگويد : گمان من اين است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيغمبر خداست ، در هيچ زمان هيچ‌كس او را بدين سخن مسلمان نمىدانست . و اين آيه دلالت دارد بر آن‌كه تقليد نيز در اصول دين كافى نيست و مرحوم مجلسى رحمه اللّه در حقّ اليقين « 2 » در شرح عذاب قبر گويد : نكيرين از ميّت بپرسند ، او جواب دهد . باز پرسند : از كجا دانستى ؟ گويد : از مردم شنيدم . از وى نپذيرند و گرز بر وى زنند . و عجب است با اين حال در آخر كتاب مزبور گويد : ايمان به ظنّ و يقين كافى است . ( رجوع به ذيل صفحهء 263 از جلد ششم شود ، در تفسير آيهء 117 از سورهء نور ) . « 3 »
وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ
. « 4 » مؤلف : المعارج الدرج واحدها معرج ، و العروج الصعود و ظهر عليه إذا علاه و
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 22 . ( 2 ) . حقّ اليقين ، ص 403 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 242 . ( 4 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 33 .