تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1153

مساهمون:

ص١١٥٣
تقرّب مىكند به من به نوافل تا او را دوست گيرم . چون دوست گرفتم او را ، سمع و بصر و دست او باشم و قوت‌كنندهء او . اگر خواهد ، بدهمش و اگر دعا كند ، اجابت كنم او را . و از بندگان من كسى باشد كه او از من بابى از ابواب عبادت خواهد و من بر او آن در نگشايم ؛ چه اگر بگشايم او به عجب شود و در آن عجب هلاك شود . از بندگان من كسى باشد كه او را جز بيمارى بر صلاح ندارد و اگر تندرستى دهم او را ، تباه شود . و از بندگان من كسى باشد كه صلاح او در توانگرى بود كه اگر درويشى دهم او را ، به فساد شود . من تدبير بندگان خود دانم كردن ، از آن‌جا كه دل‌هاى ايشان دانم كه من عليم و خبيرم . علّامه شعرانى : اين روايت دلالت بر آن دارد كه لطف بر خداوند واجب است ، چنان‌كه متكلّمين ما گويند . « 1 »
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ
. « 2 » مؤلف : از جمله نشانه‌هاى قدرت و دلايل حكمت او آسمان‌ها و زمين‌هاست و آفريدن آن‌چه پراكنده است در آسمان‌ها و زمين‌ها از جنس جنبنده . علّامه شعرانى : از اين آيه مستفاد مىگردد كه در آسمان‌ها - يعنى كرات سماوى - جنبندگان ديگرى است . در هيئت قديم براى آسمان‌ها مخلوقى مانند خلق زمين از مواليد ثابت نمىكردند و در هيئت عصر ما وجود آب و اسباب حيات در بعضى كرات ثابت شده و بعيد نمىدانند در آن جاها نيز نبات و حيوان موجود باشد . « 3 »
وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ
. « 4 » علّامه شعرانى : مرّ الكلام في الصغائر و الكبائر و أنّه لاحد بينهما فجميع الأثام
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 61 . ( 2 ) . شورى ( 42 ) آيهء 29 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 225 . ( 4 ) . شورى ( 42 ) آيهء 37 .