بشنود و اين كاملتر از سابق است .
سوم آنكه دل فراگير شود و گوش بشنود و قوّهء باصره هم تابع آنها شود و متوجّه عالم لاهوت گردد .
و اين حال از آن دو قوىتر است ؛ زيراكه وحى الهى هر سه قوّه را مسخّر كرده است .
حضرت مريم با آنكه پيغمبر نبود بدين رتبه رسيد ،
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
. « 1 » و « 2 »
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ
. « 3 »
مؤلف : بر سبيل تعداد نعمت بر آن حضرت مىفرمايد : نبودى تو كه بدانى پيش از وحى كه چهچيز است قرآن .
علّامه شعرانى : معنى اين است كه بىتعليم الهى و نزول علم از جانب پروردگار ، هيچ نمىدانستى و اگرچه از آغاز خلقت با علم موجود گشتى ، آن علم را خداوند به تو داد ، چنانكه حضرت عيسى عليه السّلام در گاهواره فرمود :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ ؛
« 4 » من بندهء خدايم و او كتاب به من داد . پيغمبر ما هم كه افضل از او بود ، خدا به او علم و كتاب داد نه آنكه زمانى از عمر تو گذشت و بىايمان بودى ، بلكه ماهيّت امكان در ذات خود چيزى ندارد ؛ نظير آنكه بگوييم : خداوند آب را طهور گردانيد و سيم را سفيد ساخت ، يعنى از اوّل خلقت ، نه آنكه مدّتى آب طهور نبود و سيم به رنگ ديگر بود ، بلكه به اين معنى كه اگر خدا آب را طهور نمىكرد ، طهور نبود . « 5 »
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 17 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 124 .
( 3 ) . شورى ( 42 ) آيهء 52 .
( 4 ) . مريم ( 19 ) آيهء 30 .
( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 234 .