تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1155

مساهمون:

ص١١٥٥
بشنود و اين كامل‌تر از سابق است . سوم آن‌كه دل فراگير شود و گوش بشنود و قوّهء باصره هم تابع آنها شود و متوجّه عالم لاهوت گردد . و اين حال از آن دو قوىتر است ؛ زيراكه وحى الهى هر سه قوّه را مسخّر كرده است . حضرت مريم با آن‌كه پيغمبر نبود بدين رتبه رسيد ،
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
. « 1 » و « 2 »
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ
. « 3 » مؤلف : بر سبيل تعداد نعمت بر آن حضرت مىفرمايد : نبودى تو كه بدانى پيش از وحى كه چه‌چيز است قرآن . علّامه شعرانى : معنى اين است كه بىتعليم الهى و نزول علم از جانب پروردگار ، هيچ نمىدانستى و اگرچه از آغاز خلقت با علم موجود گشتى ، آن علم را خداوند به تو داد ، چنان‌كه حضرت عيسى عليه السّلام در گاهواره فرمود :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ ؛
« 4 » من بندهء خدايم و او كتاب به من داد . پيغمبر ما هم كه افضل از او بود ، خدا به او علم و كتاب داد نه آن‌كه زمانى از عمر تو گذشت و بىايمان بودى ، بلكه ماهيّت امكان در ذات خود چيزى ندارد ؛ نظير آن‌كه بگوييم : خداوند آب را طهور گردانيد و سيم را سفيد ساخت ، يعنى از اوّل خلقت ، نه آن‌كه مدّتى آب طهور نبود و سيم به رنگ ديگر بود ، بلكه به اين معنى كه اگر خدا آب را طهور نمىكرد ، طهور نبود . « 5 »
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 17 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 124 . ( 3 ) . شورى ( 42 ) آيهء 52 . ( 4 ) . مريم ( 19 ) آيهء 30 . ( 5 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 234 .