براى ترقّى صنعت و تجارت . و اگر اين شهوتها نبود ، جهان آباد نمىگشت . امّا در آن جهان ، صرف لذّت است براى جزاى طاعت . « 1 »
مؤلف : و چشمها را در آن لذّت باشد .
علّامه شعرانى : شايد شهوات ديگر هم داشته باشند كه در اين جهان ندارند و شهوات زشت از آنان در بهشت مسلوب شود ، و اصلا ميل به منكرات - مانند زنا و اعمال ديگر يا سكر و قتل و شكار لهو - نكنند . بارى ، لذّات آن جهان به اضعاف بيش از آن است كه در ذهن مردم اين جهان آيد و يقينا آن موجودات كامل در سعادت كمتر از اهل دنيا نيستند . « 2 »
إِنَّكُمْ ماكِثُونَ
. « 3 »
مؤلف : عبد اللّه عبّاس و سدّى گفتند كه ايشان هزار سال اين ندا مىكنند ، هيچ جواب نيايد ، از پس هزار سال گويند ايشان را كه شما اينجا خواهيد بودن .
عبد اللّه عمر گفت : پس از چهل سال ، و نوف گفت پس از صد سال .
علّامه شعرانى : اختلاف در مدّت يا به علّت ضبط نكردن راوى است يا آنكه همه كنايت از مدّت طولانى است ؛ چون سال و ماه و روز بدان معنى كه در اين جهان است ، در آخرت تصوّر نمىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 262 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 102 .
( 3 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 77 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 103 .