آسمان نزديك است . و غير اين آسمان نزديك ، شش آسمان ديگر است دور تر كه ستارگان آنها - اگر ستاره داشته باشند - به چشم ما در نيايد ؛ چون فرمود : همهء اين كواكب در آسمان نزديك است . و هفت بودن شمارهء آسمان به اصطلاح قدماست ، اگرچه هفت آسمان آنها با هفت آسمان قرآن منطبق نباشد . و شايد مراد خداوند از آنچه در تكوين بيان فرمود چيز ديگر است كه ما نمىدانيم و علم آن را به او واگذار بايد كرد . « 1 »
مؤلف : بيافريد هفت آسمان در دو روز .
علّامه شعرانى : استدلال به آسمان و زمين بر قدرت حقّ بدان مثابت است كه از معمارى بنايى معروف و مشهور باشد كه همه بشناسند و خواهند استادى وى را بيان كنند ، گويند : او سازندهء فلان بناست و اگرچه بناهايى ديگر بسيار ساخته باشد ، چون مردم بر آنها اطّلاع ندارند و معروف نيست ، آن را شاهد نياورند . چنانكه در تأليف و شعر و ديگر صنايع گويند : شيخ بهائى آن است كه كشكول نوشته و سعدى كسى است كه گلستان تأليف كرده است . و مردم هفت آسمان را مىشناختند و عظمت آن را مىدانستند ، خداوند استدلال به وجود آنها كرده ، گرچه هزاران خلق ديگر و كرات ديگر آفريده باشد . « 2 »
وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ
. « 3 »
مؤلف : و بعضى ديگر مفسّران گفتند : جماعت كافران چون بانگ نماز شنودندى ، حسد كردندى بر ايشان و گفتندى كه : اى محمد ! اين بدعت است كه تو نهادهاى و از پيش تو هيچ پيغمبر ديگر را نبود و اگر در اين چيزى بودى ، پيغمبران ديگر به اين سابق بودندى ، تو از كجا آوردى اين آواز منكر فما اقبحه من صوت و أسمجه ؛
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 177 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 10 ، ص 10 .
( 3 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 33 .