تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
علّامه شعرانى : اين حكايت را با اندك اختلاف ، ثعلبى در عرائس آورده است و اين تفاصيل چون از امام معصوم روايت نشده است و از آيهء قرآن هم استنباط نمىشود ، لذا به صحّت آن اعتماد نيست . و آن‌چه مسلّم است ، همان است كه قرآن بر آن دلالت دارد و اهل كتاب نيز تاريخ يونس را نمىدانند . و ثعلبى گويد : در عهد ملوك الطوائف - يعنى اشكانيان - بود و اللّه أعلم . « 1 » مؤلف : اگر گويند : چگونه خداى تعالى عند نزول عذاب ، ايمان قوم يونس قبول كرد و نزول عذاب ملجئ باشد و اين آيت نه مناقض آن است كه گفت :
فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ؟
« 2 » جواب آن است [ كه ] گوييم : واجب نبود كه عذاب فرود آمده باشد برايشان بر وجهى كه ملجأ شوند و إنّما آثار و اعلام عذاب اگر پيدا شود ، نه آن علامات كه ملجئ باشد از ديدن فرشته ، توبه كند ، توبهء او قبول كند و ليكن چون ظنّ يقين شود و فرشته فرود آيد و او را بيند و جان به حنجر رسد و او مستحقّ شود به مرگ ، توبهء او قبول نكند . علّامه شعرانى : اعلام و نشانه‌هاى عذاب در دنياست و اهل دنيا آن را مىبينند و ديدن آن دليل قطع تكليف نيست ، بر خلاف ديدن فرشته كه مردم عادّى آن را نمىبينند تا وقتى وارد آخرت شوند و در آن‌وقت تكليف منقطع مىشود و توبه قبول نمىگردد . « 3 »
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
. « 4 » مؤلف : بعضى مرادات باشد كه نه مراد او باشد . او نه مريد الذات باشد و نه مريد به
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 232 . ( 2 ) . غافر ( 40 ) آيهء 85 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 234 . ( 4 ) . يونس ( 10 ) آيهء 99 .