تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
مؤلف : و الباقون
نُنَجِّي
بالتشديد و قرأ الكسائي و حفص عن عاصم و يعقوب و سهل . علّامه شعرانى : سهل هو أبو حاتم السجستاني من قرّاء البصرة . « 1 »
فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها
. « 2 » مؤلف : عبد اللّه مسعود گفت : هركه او سيّئتى كند ، يك سيئه بنويسند او را و اگر حسنتى كند ، او را ده حسنه بنويسند . اگر بر آن سيّئه كه كرده باشد او را در دنيا عقوبتى كنند ، ده حسنه او را بماند مستخلص و اگر نكنند ، يك حسنه برابر يك سيّئه بود و نه حسنه بماند او را . آن‌گه گفت : « هلك من غلب آحاده أعشاره » . و اين حديث بر مذهب ما درست نيايد ؛ براى آن‌كه در او معنى احباط است . علّامه شعرانى : چنان‌كه بارها در اين تفسير گفته و در ساير كتب كلام و غير آن نيز آمده است ، احباط در مذهب ما باطل است و منافى عدل الهى ؛ چون كسى كه عمل نيك به جاآورد ، البتّه جزاى آن را خواهد ديد و گناه هرچه بزرگ باشد ، نبايد ثواب آن را ضايع كند . و اگر احباط صحيح باشد ، بايد آن‌كه عين همان گناه بزرگ را مرتكب شده و آن عمل نيكو را به جا نياورده ، عقابش به اندازهء كسى باشد كه حسنه نيز كرده باشد و اين ظلم است . رجوع به صفحهء 288 و 289 از جلد پنجم شود . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 108 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 243 .