إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ
. « 1 »
مؤلف : تمام اسم به چهار چيز باشد : اضافت و تنوين و نون تثنيه و نون جمع ؛ چه هريكى از اين چهار چون در اسمى افتد ، منع كند او را از آنكه او را اضافه كنند ، چه اين چيزها و اضافه به يك جاى ممكن نباشد .
علّامه شعرانى : بيان سرّ اين قاعدهء نحوى است كه هرچه عدد پيش از يازده باشد و هرچه پس از 99 باشد ، به معدود اضافه مىكنند و معدود مجرور مىشود ، امّا از يازده تا 99 منصوب . و حاصل مقصود آنكه چون اسم عدد به نون يا تنوين تمام شود ، تميز را پس از تمام شدن اسم منصوب بايد آورد و اضافه با نون و تنوين جمع نمىشود . و در مركّبات كه مبنى است ، مانند ثلاثة عشر ، باز تنوين مقدّر است به واسطهء تركيب حذف شده نه به اضافه . « 2 »
مؤلف : مجاهد گفت : عرب هردو سال حجّ در ماهى از ماههاى حرام كردندى :
دو سال در ذو القعده ، دو سال در ذو الحجّه و دو سال در محرّم و دو سال در صفر . اين نسق ايشان بود ، تا اتّفاق چنان افتاد آن سال كه رسول صلّى اللّه عليه و آله سورهء برائت فرستاد ، حجّ در ذو القعده كردند ؛ چون سال دگر كه رسول صلّى اللّه عليه و آله حجّة الوداع كرد ، حجّ با ذو الحجه افتاده بود و خداى تعالى اين سوره فرستاد ، نسىء حرام كرد .
علّامه شعرانى : راويان غير اهل فنّ چون نقل چيزى كنند كه بدان فن آشنا نيستند ، نيكو از عهده بيان بيرون نمىآيند و ابو ريحان بيرونى و بعضى از مفسّران كه اهل فنّ بودند ، گويند : نسىء آن بود كه هرسه سال يك بار يك ماه بر عدد ماههاى سال مىافزودند و آن سال را سيزده ماه مىگرفتند تا ماهها از فصل خود تغيير نكند و محرّم كه آغاز سال است ، منطبق با اوّل بهار باشد ، تقريبا چنانكه اكنون رسم يهود است در هرسه سال يك سال را سيزده ماه مىگيرند و ماههاى آنها كه قمرى است ، از محلّ خود در فصول شمسى تغيير نمىكند ، و عرب تقليد يهود مىكردند . و بدين عمل قهرا
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 36 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 23 .