اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 1 » .
علّامه شعرانى : اهل كتاب را در اين آيه مشرك خواند به الحاق ، چون پس از آيه نجاست مشركين است ، حكم به نجاست بر آنها ثابت مىشود ، چنانكه
وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ
« 2 » مشرك را قسيم مؤمن قرار داد ، شامل اهل كتاب مىشود و در احكام جزيه و جهاد ، حكم مشرك ندارند ، چون مشرك صريح نيستند و اين ادلّه در اين آيات براى الحاق كافى است . « 3 »
مؤلف : بعضى گفتند از اهل معانى : معنى آن است كه اتخذوهم كالأرباب في وجوب الطاعة ؛ ايشان را چون خدايان گرفتند در وجوب طاعت ؛ چنانكه گفت : حتّى إذا جعله نارا ، أي كالنار . و قال عبد اللّه بن المبارك :
و هل بدّل الدّين إلّا الملوك * و أحبار سوء و رهبانها
علّامه شعرانى : در ميان نصارى و يهود منصب علم و فتوى به عزل و نصب ملوك باشد و آنان در آن عهد يكى از افراد حكومت بودند و از خويش استقلال مقام نداشتند . و چون عالم دينى چنين باشد ، اعتماد بر وى نيست و مردم هم اگر بدانند كه نالايقان به تملّق و مصالح به مقام رسيدهاند و در بيان احكام از زير دستان خويش بيشتر مىترسند تا از خداى و از عزل منصب و قطع مشاهره بيمناكترند تا از عذاب دوزخ ، مىدانند اطاعت آنان در حقيقت اطاعت خدا نيست ، بر خلاف دين ما كه علما خود مستقلّند و اگر بر خلاف دستور كتاب و سنّت فتوى دهند ، مردم طبيعتا از آنان برمىگردند ؛ پس اطاعت آنان در حقيقت متابعت كتاب و سنّت است . « 4 »
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 31 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 221 .
( 3 ) . روح الجنان ، ج 6 ، ص 14 .
( 4 ) . همان .