تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1039

مساهمون:

ص١٠٣٩
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
. « 1 » مؤلف : اسناد رجوع بندگان به خود جهت تفخيم و تعظيم حال است از بعث و جزا . مرحوم شعرانى : يا به آن جهت كه آخرت به خدا نزديك‌تر است از دنيا ، و خلاصهء كلام آن‌كه كفّار انسان را عبارت از بدن مىدانستند و مرگ را عبارت از پراكنده شدن اجزاى بدن و گم شدن ذرّات آن در خاك ، و خداوند مىفرمايد : مرگ عبارت است از آن‌كه فرشتهء خداوند از عالم ديگر است ، روح را كه از همان عالم است ، در تصرّف خود مىگيرد ، مانند كسى كه گوهرى را از صندوق بيرون آورد و آن را به سوى خداوند مىبرد و اين‌كه شما فرض كرديد ، غير بدن چيزى نيست و آن هم در زمين گم مىشود ، صحيح نيست . « 2 »
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها . . .
. « 3 » مؤلف : و اگر مىخواستيم هرآينه همه را بر وجه الجا و اكراه و قسر و قهر به ايمان و عمل صالح مىداشتيم . علّامه شعرانى : خداوند احكامى براى مردم قرار داد كه واجب است بدان عمل كنند و نيز خداوند مردم را مختار آفريده و آنها را در واجبات مجبور نكرده و مردم حقّ ندارند خود براى يكديگر حكمى جعل كنند . پس به طريق اولى ، نبايد ديگرى را مجبور كنند و جبر ظلم است و اگر انسان مجبور باشد ، غايت از خلقت او حاصل نمىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيهء 11 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 260 . ( 3 ) . سجده ( 32 ) آيهء 13 . ( 4 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 263 .