و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر ، بل هو ممّا اطّلعتم عليه ، اقرؤا إن شئتم ، فلا تعلم نفس ما أخفى لهم من قرّة أعين » . و لهذا ، محقّقان برآنند كه انسب آن است از اين نعمت مخفى سخن نگويند .
علّامه شعرانى : معاد نزد محقّقان هم روحانى است و هم جسمانى ؛ يعنى هم لذّات روحى و معنوى براى انسان است در آخرت و هم لذّات جسمانى ، و عذاب همچنين .
امّا چون عذاب و ثواب جسمانى به ذهن مردم امّى جهان نزديكتر است و آن را بهتر درمىيابند ، خداوند آن را بيشتر ذكر كرده است و علما شرح بيشتر دادند و روحانى را اشارتى فرمود ؛ چون اكثر مردم اين جهان غير مجسّم را موهوم و بىحقيقت مىپندارند . و امّا بزرگان خواصّ مىدانند [ كه ] لذّات جسمانى در مقابل روحانى ناچيز است و الّا بايد ما مردمى خاكى از خدا و ملائكه سعادتمندتر باشيم و چون خدا در نعم روحانى با اشاره و اجمال اكتفا فرمود ، علما نيز همان كردند و البتّه مصلحت در آن بوده است . « 1 »
مؤلف : از بعضى اكابر دين نقل است كه چون اهل ايمان كه مذكور شدند ، عمل را پنهان مىكنند تا از شوب ريا و سمعه دور باشند و به اخلاص مقرون ، جزا نيز پنهان است تا چنانچه كسى بر طاعات ايشان مطّلع نشود ، كسى به مكافات ايشان نيز پى نبرد .
مرحوم شعرانى : گويند : لذّت و سعادت و بهجت و هرچه از اين قبيل معانى باشد ، راجع به روح است نه به عالم جسم و مادّه و جسم بىروح از چيزى لذت نمىبرد و متألّم هم نمىشود . البتّه موجودات عالم تجرّد كه علّت اصلى و مبدأ هرچيزند ، بهجت و لذّتى دارند كه از غايت عظم به خاطر ما خطور نمىكند و انسان هم در عالم آخرت كه به آنها نزديك است ، لذائذى دارد كه در اين جهان ادراك آن ممكن نيست .
فقط از نعمتهايى كه شبيه نعمت اين جهان است ، مانند گوشت مرغ و حورالعين ،
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 269 .