تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1038

مساهمون:

ص١٠٣٨
است ، و از اين جهت آن‌كه از دنيا به آخرت رود ، گويى به حقّ نزديك شده است . « 1 »
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
. « 2 » مؤلف : اگر گويند : چگونه جمع كنى ميان اين آيات تا مناقض نشود :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
« 3 » و قوله :
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ
و قوله :
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا
« 4 » و قوله :
وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ
« 5 » . يك جاى مىگويد : جان‌ها من بردارم ، يك‌جا مىگويد : ملك الموت بردارد و يك‌جا مىگويد : فرشتگان ، و يك‌جا مىگويد : به شب جان‌ها بردارم . نه اين ظاهرا مناقضه است ؟ جواب گوييم : امّا توفّى فرشتگان به معنى قبض و نزع باشد ، و امّا توفّى ملك الموت به معنى دعوت و اشارت باشد كه در خبر چنين است كه او دعا كند ، جان‌ها او را اجابت كنند و توفّى خداى تعالى به تخريب بنيهء حيات باشد ، و توفّى الليل مراد خواب اوست ، آن را توفّى خواند بر سبيل مجاز . علّامه شعرانى : روايات پيش متضمّن اين بود كه جهان در پيش ملك الموت چون طشتى است هركجا خواهد ، دست دراز كند . بارى اجزاى جهان همه به يكديگر مربوطند يا طولا به علّيّت و معلوليّت يا عرضا به اين‌كه چند چيز معلول يك علّت باشند . همچون بدن آدمى كه يك فعل را مانند ديدن به چشم نسبت دهند و به عصب و ملتقى العصبتين و حسّ مشترك و نفس ناطقه . همچنين ملك الموت به فرمان الهى قبض روح كند . و فرشتگان و آلات ، وسائط اويند و نسبت قبض روح به همه صحيح و حقيقت است . « 6 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 260 . ( 2 ) . سجده ( 32 ) آيهء 11 . ( 3 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 10 . ( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 69 . ( 5 ) . همان ، آيهء 60 . ( 6 ) . روح الجنان ، ج 9 ، ص 90 .