تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1037

مساهمون:

ص١٠٣٧
عالم مجرّدات است و بازگشت همه بدان عالم است در قيامت كه به اعتبارى ، يك روز است و به اعتبارى ، هزار سال يا بيشتر . و عرفا از اين تدبير به قوس صعود و نزول تعبير مىكنند . « 1 »
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ . . .
. « 2 » مؤلف : اضافهء روح به خود به جهت تكريم و تشريف آدم است و اظهار اين‌كه وى مخلوق شريف و عجيب است و او را شأن و مرتبه‌اى است كه مناسبت دارد به حضرت ربوبيّت . علّامه شعرانى : و هم دلالت دارد بر آن‌كه روح انسان از مبدأ ديگر است غير خاك و آب و عناصر ، زيرا كه در اينها ادراك نيست و وجود روح بسته به نفخهء الهى است نه به تركيب مزاج ، هم‌چنان‌كه نور خورشيد بر ديوار مىتابد و به خراب شدن ديوار معدوم نمىشود ؛ زيرا كه نور از ديوار نيست تا به خرابى ديوار نابود گردد ، بلكه بسته به‌وجود خورشيد است . روح انسان هم بسته به امر پروردگار است و به خرابى بدن فانى نمىشود . « 3 »
بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ
. « 4 » مؤلف : بلكه ايشان به رسيدن به جزاى پروردگار خود در آخرت ناگرويدگانند . علّامه شعرانى : چنان‌كه گفتيم ، خداوند از عالم آخرت به لقاى پروردگار تعبير مىفرمايد و هميشه مؤلف آن را به لقاى جزاى او تفسير مىكند . و اولى آن است كه بگوييم : چون عالم آخرت از جهل و جمود خالى است ، نزديك‌تر به خداى تعالى
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 256 . ( 2 ) . سجده ( 32 ) آيهء 9 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 259 . ( 4 ) . سجده ( 32 ) آيهء 10 .