و او مالك همه و متصرّف در ايشان بر وجه ارادهء تامّه و قدرت كامله .
علّامه شعرانى : اين اشاره به قيّوميّت حقّتعالى است ؛ يعنى وجود هرچيز وابسته به وجود اوست ، مانند نور به خورشيد كه اگر لحظهاى خورشيد نباشد ، نور هم نابود مىشود و خدا از خلق بىنياز است . و فايدهء اين كلام براى حكما آن است كه وقتى دانستند همهچيز براى خداست و عنايت او در همهچيز جارى است ، يقين دارند در هرجزئى و كلّى موجودات ، حتّى رگ پاى پشه و تار عنكبوت ، حكمتى است و در تحقيق آثار و خواصّ و علّت آن انديشه مىكنند ، امّا اگر اينها فعل طبيعت بىشعور باشد ، چنين نيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 247 .