تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧

سورهء مبارك لقمان

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
. « 1 » مؤلف : از مقاتل و كلبى مروى است كه نضر بن حارث به طريق تجارت به جانب فارس رفته بود و قصّهء رستم و اسفنديار و بهرام خريده ، در مجامع قريش به نوعى به مسامع ايشان مىرسانيد كه شيفته و فريفته مىشدند و به جهت اشتغال به آن ، سماع قرآن را مىگذاشتند . علّامه شعرانى : مردم جاهل نمىدانستند كه توجّه مردم به قرآن و ايمان مسلمانان نه براى قصّه و حكايت است ، بلكه براى آن است كه قرآن مرامى معيّن دارد و قواعدى براى صلاح حال بشر در دنيا و آخرت از جانب حقّ آورده ، مردم به فطرت خويش طالب سعادت و خيرند ، آن را پذيرند ، امّا حكايت رستم و اسفنديار تنها افسانه و قصّه است و از عقايد و اخلاق دينى و سياسى و اجتماعى خالى است . و آن حكمت و پند كه در ضمن اشعار شاهنامه است ، فردوسى به فكر خود بر آن افزوده است يا به اقتباس و تأثير از احاديث و اخبار اسلام و تتبّع بلغا و اشعار عرب فراگرفته و در آن آميخته است و آن محاسن كه در نظم فردوسى است ، البتّه در متن حكايت قديم نبوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 6 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 225 .