و خرابههاى بابل و خواندن خطوط و مطّلع گشتن بر علوم و مملكتدارى و تمدّن آنان براى عبرت گرفتن ، ممدوح است ؛ چون كسى آثار آنان را بنگرد ، جبّاران هر عصرى بدانها قياس كند و بداند هيچكس به قدرت باقى نماند و آنكه باقى است و پيوسته روبه افزايش دارد ، حكم خداست . و در علم آثار ، نصارى از مؤمنان پيشى گرفتهاند . « 1 »
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ
. « 2 »
مؤلف : خداى به حقّ ، آن كسى است كه مىفرستد بادها را ، پس برانگيزاند آن بادها ابرها را و بر هوا پراند ، پس بگستراند خدا آن ابر را ، يعنى بههم متّصل سازد گاهى كه خواهد در سمت آسمان ، چنانكه خواهد .
علّامه شعرانى : در اين آيه خداوند تأثير اسباب طبيعى را به ارادهء خود روشن بيان فرموده ؛ يعنى نه آنچنان است كه اسباب طبيعى مؤثّر نباشند و نهچنان است كه ارادهء حقتعالى در ايجاد اثر نكند . طبيعيّان گويند : چون اسباب طبيعى هست ، احتياج به اثبات حقّ نيست . و عوام مسلمانان گويند : بايد تأثير طبيعيّات را انكار كرد تا واجب الوجود ثابت شود . و از آيه قرآن جمع اين هردو معلوم مىگردد . و طبيعت آلتى است مانند قلم در دست كاتب و اگر فكر كاتب نباشد ، قلم چيزى نتواند نوشت و اگر ارادهء پروردگار و عنايت او نباشد ، طبيعت اين افعال متقنه را نتوان كرد . اينهمه فيلسوفان طبيعى كه نامشان در مشرق و مغرب پيچيده ، به علّت آنكه سبب طبيعى هرچيزى را يافتند ، منكر هستى حقّ شدند و بدين نكته نرسيدند . پس تعليم قرآن از افكار آنها بالاتر است . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 213 .
( 2 ) . روم ( 30 ) آيهء 48 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 216 .