ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ
. « 1 »
مؤلف : درنگ نكردند در دنيا يا در قبور يا در ما بين فناى دنيا و بعث ، جز ساعتى .
علّامه شعرانى : در نزد حكماى الهى و ارباب ملل كه اهل تحقيقند ، روح انسان مجرّد و باقى است و بقاى روح با غفلت از وجود خويش ، نظير آن است كه در مرض و تصادم چند روز بيهوش شود و باز به هوش آيد و هيچ از بيهوشى خود به ياد ندارد ، امّا از زمان سلامت همهچيز را به خاطر آورد كه معلوم مىگردد همان است كه بود . « 2 »
مؤلف : استدلال به اين آيه بر نفى عذاب قبر در نهايت ضعف است ؛ به جهت آنكه مراد كفّار از اين گفتار ، آن است [ كه ] ايشان لبث نكردهاند بعد از عذاب ، الّا ساعتى .
علّامه شعرانى : يعنى عذاب قبر مدّتى اندك است و پس از عذاب زمانى دراز بگذرد و آنان ساعتى پندارند . و اين توجيه با ظواهر اخبار و روايات منطبق نيست ؛ چون مردگان پس از سؤال و جواب ملائكه در قبور ، برحسب روايات ، پيوسته در عذاب خواهند بود يا در نعمت تا روز رستاخيز كه از قبور برخيزند ، پس يا اين كلام دربارهء مستضعفين فسّاق است كه موافق بعضى روايات برزخ براى آنها نباشد ، بلكه براى آنها باشد كه محض الإيمان محضا يا كفر الإيمان محضا . يا گوييم : چون در قيامت آيند ، مدّت برزخ را فراموش كنند ، مانند خواب كه بيدار شود و نداند كه چه مدّت خوابيده است هرچند خوابهاى مهيب بسيار ديده باشد .
و اصحّ آنكه در آخرت مدّت و طول و قصر زمانى و تقدّم و تأخّر عرضى نيست و برزخ در رتبهء مقدّم است بر قيامت و اطلاق زمان دنيوى بر مدّت به تشبيه و تناسب است و از جهتى آن را يك ساعت توان گفت تا كفّار نگويند ميان ما و قيامت زمان بسيار است و جرى شوند ؛ چون زمان بسيار دنيا در آخرت يك ساعت است . « 3 »
مؤلف : مقاتل و كلبى گفتند : يعنى ما در گور مقام نكرديم جز يك ساعت .
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 55 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 220 .
( 3 ) . همان .