تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
و دعوت موتى و خروج آنان را تصديق نمىكردند ؟ گوييم : خداوند همهء آيات را براى فهميدن همهء مردم نفرستاده است و ما مىدانيم زمين و آسمان جسمند و مركب از مادّه و صورت و نگهدار مادّه صورت است و نگهدار صورت مادّه و آن‌كه اين دو را باهم منضمّ ساخته است ، اوست و اصل وجود ممكن بىتعلّق به واجب صورت نبندد و چنان‌كه در آيهء لا حق فرموده ، همه تحت قدرت اويند و ذكر خصوص آسمان و زمين براى عظمت آنهاست . « 1 »
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
. « 2 » مؤلف : ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه : « كل مولود يولد على الفطرة فأبواه يهوّدانه و يمجسّانه و ينصّرانه كما ينتحج البهيمة هل تحسون فيها من جدعاء » ؛ يعنى هرمولودى و فرزندى بر فطرت اسلام متولّد شود . پس پدر و مادر او را يهودى و گبر و ترسا مىگردانند ، چنان‌كه بهيمه‌اى كه از مادر به‌وجود مىآيد ، گوش وى بريده نيست ، آن را گوش‌بريده مىگردانند . علّامه شعرانى : همچنان‌كه صفات اجسام بعضى طبيعى است ، مانند حرارت آتش و ميل جسم سنگين به مركز ، و بعضى قسرى و غيرطبيعى است ، نظير انداختن سنگ به بالا ، در صفات نفسانى همچنين بعضى طبيعى است كه خداى تعالى نفوس انسان را با آن صفت آفريده است ، مانند محبّت اولاد و ترس از مرگ و شهوت غذا بر خلاف طبيعت است و به علّت خارجى و نادر مانند ديوانه كه فرزند خود را بكشد و مجروحى كه از جان خويش بيزار شود . و عبادت پروردگار و اقرار به او و خضوع در مقابل عظمت حقّ از قبيل اوّل و فطرى انسان است . و روان‌شناسان جديد هم عاطفهء دينى را مانند محبّت فرزند از امور فطرى مىدانند . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 199 . ( 2 ) . روم ( 30 ) آيهء 30 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 204 .