وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ . .
. « 1 »
مؤلف : حقّتعالى به جهت تنبيه عبيد و بر دلائل توحيد مىفرمايد كه :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ . . .
.
علّامه شعرانى : اين طريق در اثبات وجود حقّتعالى كه پىبردن از تتبّع خلق به حكمت خالق باشد ، خاصّ به قرآن است و در ساير كتب انبيا به اين تفصيل نيست ، امّا فلاسفهء يونان اشارت بدان كردهاند و آن را دليل إنّى نامند . « 2 »
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
. « 3 »
مؤلف : در خبر آمده كه مردى نزد رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ! مرا از كارى تعجّب مىآيد و آن اين است كه : مردى و زنى كه هرگز يكديگر را نديده باشند ، چون ميان ايشان مناكحتى باشد و يك روز با يكديگر صحبت كنند به حيثيّتى مودّت ميان ايشان پيدا شود كه از آن عجيبتر نباشد ؟ ! حضرت فرمود : اين از قبل حقّ تعالى است .
علّامه شعرانى : دليل ديگر بر وجود پروردگار اين است كه چون در كار ازدواج دقّت مىكنيم ، عنايتى خاصّ مىبينيم دليل بر آنكه فاعل آن با شعور و اراده است ، از جمله چون انسان در خلقت زن و مرد دقّت كند كه آلت تناسل مرد و زن را براى بقاى عمر او آفريده و در باطن شكم زن جايى براى پرورش جنين و راهى براى قبول نطفه و مرد را براى مباشرت ديوانهوار به سوى زن مىكشاند و زن را مسخّر و شيدا براى قبول مقصود مرد قرار داده و چنان محبّتى در مرد نسبت به زن و زن نسبت به مرد نهاده كه چون بههم رسند ، بىاختيار در آغوش هم روند و آنها را در نظر يكديگر
هامش
( 1 ) . روم ( 30 ) آيهء 20 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 195 .
( 3 ) . روم ( 30 ) آيهء 21 .