تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩
باشد ، در بهشت هم مجاز نيست ؛ يعنى مردم خود بدان رغبت نمىكنند و آواز و سماع و ساير محرّمات از ملاك قبح عارى است . در بهشت ذكر و تحميد و تسبيح پروردگار است و لحنى مناسب آن نه لهو و باطل . و شراب بهشت هم عقل را زائل نمىكند و ظروف طلا و نقره موجب شكست قلب فقرا يا حبس وسيلهء معاملات نيست و هكذا . « 1 »
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ كَذلِكَ تُخْرَجُونَ
. « 2 » مؤلف : مراد آن است كه ابداء و اعاده متساوىاند در قدرت آن‌كسى كه قادر است بر طرد و عكس كه آن اخراج ميّت از حىّ و اخراج حىّ از ميّت و احياى ميّت و اماتهء حىّ [ باشد ] . مرحوم شعرانى : اختلاف ميان دين‌دار و مادّى ، چنان‌كه مكرر ذكر آن شد ، در اعتقاد به عالم غيب است . دين‌دار گويد : موجود منحصر به جسم مادّى نيست و مادّى گويد : منحصر است . و يكى از دلائل دينداران آن است كه حيات از لوازم مادّهء جسم نيست ؛ چون اگر مادّه را به حال خود رها كنند ، هرگز آن نجنبد و تغيير حال در او پديد نيايد . پس اين جنبش و تغيير و قوّهء فاعله كه در اجسام زنده مىبينيم ، منشأ ديگر دارد غير از مادّه و از عالم ديگرى است غيرجسمانى . و اگر مبدأ حيات در همين اجسام بود ، هميشه اجسام زنده بودند . و اين‌كه گاهى زنده از مرده و گاه مرده از زنده بيرون آيد ، دليل آن است كه حيات از لوازم ذات مادّه نيست و چون عالم ديگر غير دنيا ثابت شود ، شكّ در عالم آخرت نيز نماند ؛ زيراكه روح باقى است و به حيات بازمىگردد . « 3 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 191 . ( 2 ) . روم ( 30 ) آيهء 19 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 194 .