تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
وَ أَتْبَعْناهُمْ فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً
. « 1 » مؤلف : و از پى درآورديم ايشان را ؛ يعنى به ايشان لاحق و متّصل گردانيديم در اين سراى لعنت را تا ملائكه و مؤمنان بر ايشان لعن مىكنند . علّامه شعرانى : سرّ شناعت ظلم آن است كه خداوند انسان را مختار آفريده است ، و ظالمان او را مجبور مىكنند . و چون جبر بر خلاف طبيعت انسان است ، قهرا انسان پيشوايان ظلم را لعنت مىكند و انبيا عليهم السّلام را چون بر خلاف جبّاران برخاستند و تحكّم هيچ فرد بشرى را بر فرد ديگر روا نشمردند و آن موافق طبيعت انسان است ، بر آنان درود مىفرستند . در شريعت انبيا فقط حكم و فرمان خدا بر مردم جارى است و هيچ‌كس حقّ ندارد قانونى جعل كند و مردم را به اطاعت آن ملزم سازد . و اجبار انسان بر خلاف طبع وى ، مانند آن است كه كسى بخواهد درخت انگور را زير كاسه بپرورد . « 2 »
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ
*
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ إِذْ نادَيْنا
. « 3 » مؤلف : و اى محمّد ! تو جانب كوه طور نبودى ، چون ما ندا كرديم موسى ! را كه اى موسى كتاب بستان به قوّه . وهب منبّه گفت : موسى عليه السّلام در مناجات گفت : الهى ! محمّد را به من نماى . خداى تعالى گفت : تو او را در نيابى ، اگر خواهى تا امّت او را ندا كنم تا تو از ايشان بشوى . گفت : بلى يا ربّ ! . خداى تعالى ندا كرد : يا امّت احمد ! از اصلاب پدران آواز آمد : لبّيك و سعديك . و اين قول آنان باشد كه ذرّ گويند و اين درست نيست . علّامه شعرانى : يعنى عالم ذر به معنى ظاهر درست نيست و آنچه محقّقين گفتند ،
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 42 . ( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 105 . ( 3 ) . قصص ( 28 ) آيهء 44 ، 46 .