1 . مراد از ظلم ، ترك استحباب است كه تأخير قتل قبطى باشد ؛ يعنى مستحبّ بود كه قتل قبطى را به تأخير اندازد .
2 . نزاع قبطى و سبطى از عمل شيطان بوده است .
علّامه شعرانى : چنانكه عمل معصيت را نسبت به شيطان مىدهند ، گاه باشد كه هر شرّ و كسالت و غفلت را نسبت به او دهند ، گرچه موجب معصيت نباشد ، مانند وسوسه در
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
« 1 » و چنانكه در حديث است كه « التثاوب من الشيطان » ؛ يعنى دهن درّه ( خميازه ) از شيطان است و عطسه از طرف خدا ، و در قرآن جنابت را رجز شيطان فرموده با آنكه كسى در جنابت احتلام گناهكار نيست .
چون كشته شدن قبطى سبب گريختن موسى و خوف او بود و امر شرّ است آن را نسبت به شيطان داد و استغفار او از ترك اولى است .
اينها كه گفتيم ، براى توجيه و تفسير ندم و استغفار كلام الهى بود ، و گرنه ممكن است بگوييم : كشتن موسى عليه السّلام قبطى را گناه نبود ، مانند كافر حربى . « 2 »
قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ
. « 3 »
مؤلف : معنى اين است كه به آن نعمتى كه به من داده ، هميشه معاون و ظهير اولياى تو باشم كه اهل ايمانند ، مانند اين سبطى نه ظهير اهل كفر و شرك چون آن قبطى .
علّامه شعرانى : يارى كردن ستمكاران گناهى عظيم است و امروز مردم به آن مبتلا ، چنانكه اندك كس باشد بدان آلوده نگردد . و بايد در اين باب كتابها و رسالهها نوشت و ميان مردم نشر كرد ؛ چون اين عمل به اندازهء كمترين گناهان شناعت ندارد .
مردان متعبّد و شايد متهجّد را بينى كه شغل وى در گمرك و يا محصّل مالياتهاى
هامش
( 1 ) . ناس ( 114 ) آيهء 5 .
( 2 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 81 .
( 3 ) . قصص ( 28 ) آيهء 16 .