علّامه شعرانى : امام در اينجا اعمّ از نبى است . فرق بين پادشاه و امام همين است كه پادشاه فقط قدرت و تسلّط دارد و دستور او را كه همه راجع به مصالح دنيوى است ، اطاعت مىكنند ، امّا امام براى صلاح حال مردم قواعد و قوانينى دارد از اعتقادات و شرايع و اخلاق . و دولت دينى براى ترويج حقّ است و عدالت ، يعنى قوانين الهى ، نه براى فائده گرفتن و خوار ساختن زيردستان و تسلّط گروهى بر گروهى . از اين جهت ، چون مسلمانان جهان را گرفتند ، همهء رعايا را از هرنژاد و زبان مساوى قرار دادند و همهء آنان به شرط ايمان به همهء مقامات مىرسيدند ، حتّى به سلطنت و وزارت . امّا در دولتهاى غيردينى ، نژاد غالب ، صاحب همهء مناصب عاليه و مالك ثروتهاى بيكرانند و امّت مغلوب از مناصب عاليه ممنوعند . « 1 »
وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
. « 2 »
مؤلف : و اصحاب ما روايت كردند كه آيت در شأن مهدى عليه السّلام آمد كه خداى او را و اصحاب او را از پس آنكه ضعيف و مستضعفند ، منّت نهد بر ايشان .
علّامه شعرانى : بنابراين ، آيهء مباركهء
وَ نُرِيدُ . .
. جملهء معترضه است متضمّن قاعدهء كلّى اجتماعى كه سنّت الهيّه بر آن جارى است و مانند آن در قرآن بسيار است ، در ميان حكايتى جملهء متضمّن حكمت و پندى مناسب ايراد مىفرمايد . چنانكه در خلال قصّهء داود و جالوت مىفرمايد :
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
« 3 » و در اين آيه كلمهء
نُرِيدُ
فعل مضارع است و دلالت بر استمرار اراده مىكند ، خاصّ به حضرت موسى عليه السّلام و بنى اسرائيل نيست و غلبهء اهل حقّ بر باطل آنكه غلبه تامّ و كامل باشد در آخر الزمان خواهد بود ، چون حجّت خدا ظاهر شود .
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 69 .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 5 .
( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 251 .