تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
على موسى عليه السّلام و ان أصرّ عليه الملك ، ثمّ إنّ مذهبنا اتّحاد الطلب و الإرادة و معناه أنّه لا يمكن أن يطلب اللّه من الناس و يأمرهم تشريعا بشيء ثمّ يمنعهم منه تكوينا قهرا بإرادته و لم يكن اللّه مجبورا في استجابة دعاء من يدعو على موسى عليه السّلام فلو فرضنا أنّ بلعم دعا على موسى عليه السّلام كان على اللّه أن لا يستجيب دعائه . « 1 »
لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
. « 2 » مؤلف : در آيه دليل است بر وجوب نظر براى آن‌كه خداى تعالى بر سبيل تقريع و ملامت و مذمّت گفت بر آنان كه ترك نظر كنند و ملامت و مذمّت بر ترك واجب باشد و فعل قبيح و چون آيت حث باشد بر وجوب نظر ، دليل بود بر فساد تقليد . علّامه شعرانى : همچنان‌كه در زمان ما گروهى ايمان تقليدى را جايز مىدانند ، در آن عهد هم بودند و اين آيهء قرآن ردّ ايشان است و مقصود آنها بازداشتن مردم از علم حكمت و كلام است . « 3 »
فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما
. « 4 » مؤلف : امّا مخالفان ما آيه را تفسير چنين كرده‌اند كه چون حوّا بار گرفت ، ابليس پيش او آمد بر صورت مردى ، گفت : تو دانى كه اين‌كه در شكم تواست ، چيست ؟ گفت : نه . گفت : چه ايمن باشى كه حيوانى باشد نه از جنس شما ، بل حيوانى باشد از جنس سگ و خرس و خوك و سباعى كه در زمين مىبينى نه همه زمين از اين مملوّ است و از جنس شما كس نيست . گفت : پس چه بايد كردن ؟ گفت : من مردىام كه مرا از خداى منزلتى هست و دعاى من مستجاب باشد ، اگر من دعايى كنم ، فرزندان شما
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 4 ، ص 500 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 176 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 345 . ( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 190 .