شَهِدْنا
. « 1 »
مؤلف : ما گواه شدهايم و گواهى داديم .
علّامه شعرانى : همهء مردم بلى گفتند به تصريح آيهء قرآن ، پس آن رواياتى كه گويد :
بعضى تصديق و بعضى تكذيب كردند ، مخالف قرآن است . « 2 »
مؤلف : و رمّانى حكايت كرد از ابن الرشاد كه او به خبر ذرّ گفتى و ليكن نه از آيت از خبر .
علّامه شعرانى : چنانكه معلوم شد ، بسيارى از روايات عالم ذرّ مخالف قرآن است .
در قرآن فرمايد : همه ايمان آوردند و ليكن در دنيا بعضى كافر شدند و بعضى ثابت ماندند . و در آن روايات گويد : مردم مختلف شدند . و در بعضى روايات است كه آدم شبح اولاد خود را ديد و اينگونه ديدن دليل وجود اولاد در خارج از رؤيا و كشف نيست ، چنانكه پيغمبر و ائمّهء ما مردم را تا آخر الزمان در عالم مكاشفه ببينند و آن رواياتى كه در طينت مردم وارد است ، كه مؤمنين را از طينت پاك از آبشيرين آفريد و كفّار را از گل ناپاك و آب شور ، به ظاهر دليل جبر و ظلم است ؛ چون كفّار و منافقين حقّ دارند بگويند : بارالها ! مىخواستى ما را از گل پاك و آب شيرين سرشته كنى تا ما هم مؤمن شويم . امّا آن رواياتى كه گويد : هم مؤمن و هم كافر از گلها و آبهاى آميخته با يكديگر سرشته شدند ، صحيح است و در نيكان استعداد فساد هست و در شريران استعداد نيكى و صلاح ، پس جبر لازم نمىآيد . و تفصيل اين امور در اينجا مناسب نيست . « 3 »
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
. « 4 »
مؤلف : اگر گويند : چون تأويل مخالفان و اخباريان باطل بكردى ، تأويل صحيح
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 172 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 327 .
( 3 ) . همان ، ص 328 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 175 .