علّامه شعرانى : چنانكه ساير مفسّران گويند - در اينجا مدّت بين الطلوعين است از آنگاه كه هوا روشن مىشود تا آفتاب برآيد و علّت پيدايش آن وجود هواست در گرداگرد زمين و اگر آن نبود ، تاريكى يكباره مبدّل به پرتو آفتاب مىشد و سپس از غروب يكباره تاريك مىگشت ، نه فلق بامداد بود نه شفق شامگاه . و اكنون كه هواست ، طبقات عالى آن قبول نور آفتاب مىكند و به زمين منعكس مىسازد . « 1 »
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
. « 2 »
مؤلف : و كلبى گفته كه چون آفتاب طالع شد ، حقّتعالى قبض ظلّ مىكند و فرامىگيرد آن را آسان ، يعنى اندكاندك .
علّامه شعرانى : سايه در سه حال است : اوّل ، هنگام صبح پيش از طلوع آفتاب ؛ دوم ، مدّت روز زير سقف و درخت و امثال آن ؛ سيم ، شامگاه كه آفتاب فرورود . و خداوند به هرسه اشارت فرمود : اوّل به قوله :
كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
؛ « 3 » دوم بقوله :
ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ
؛ « 4 » و سيم بقوله :
قَبَضْناهُ إِلَيْنا
« 5 » و در هريك حكم و مصالحى است و براى همين حكمت ، برگ درختان را به رنگ سبز آفريد كه ميوهها زير سايهء آنان بياسايند و يكباره نسوزند و از نور هم بهره گيرند و رنگ سبز را در تعديل سورت نور اثرى است كه رنگ ديگر را نيست . و ظل را مهندسين و منجّمين در صنعت خويش به كار مىبرند و بسيار اسرار علمى را بدان درمىيابند . « 6 »
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 384 .
( 2 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 46 .
( 3 ) . همان ، آيهء 45 .
( 4 ) . همان ، آيهء 46 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 385 .