مرحوم شعرانى : قيد كردند يكدفعه براى آنكه چون آب نجس باشد و اندك اندك آب طاهر بر او وارد شود ، آنچه وارد شده ، نجس مىگردد ، امّا كر كه يكباره بر او بيفكنند ، كر نجس نمىشود و در آب نجس كه در كر مستهلك مىگردد و وجود جداگانه از كر ندارد تا بگوييم كر پاك است و آن نجس . از اينجا دانسته شد كه آميختن آب نجس با كر نيز شرط است و اتّصال كافى است ؛ چون هرگاه آب كر و آب نجس از هم متميّز باشند ، ولو متّصل به يكديگر ، چه مانع از آنكه گوييم آب كر نجس نشده است و آب نجس هم به نجاست خود باقى است ، و شرح اين را در حواشى وافى گفتهايم . و نيز بايد پس از بارش ، آب نجس در باران مستهلك شود نه باران در آب نجس ، چنانكه در عرف گويند : آب باران است ، [ كه ] نجس داخل آن شد ، و نگويند . آب نجس است ، باران خورده ؛ چون در شرع وارد شده است آب باران نجس نمىشود و وارد نشده است [ كه ] آب نجس به چيزى پاك مىشود مگر به فنا و استهلاك . « 1 »
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً
. « 2 »
علّامه شعرانى : مضمون اين آيه در سورهء الرحمن نيز آمده است . و بعضى پندارند خداوند استدلال بر قدرت خويش فرموده است به چيزى بر خلاف عادت كه در يك ظرف آب شور و شيرين باشد و به يكديگر مخلوط نگردند ، امّا در همهء آيات قرآن استدلال بر امور عادّى فرمود ، مانند آمدن باران از ابر و رانده شدن ابر به باد و روييدن گياه از آب و خلقت انسان از نطفه و امثال آنكه مردم بشناسند ؛ چون استدلال از امر غير معتاد كه مردم از آن خبر ندارند ، صحيح نيست ، مثل اينكه كسى گويد : دليل علم من فلان كتاب است از تصنيف من كه هيچكس نمىداند . و بعضى به تكلّف گويند :
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 389 .
( 2 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 53 .