مؤمنان هم . و مىگفتند : چرا با پيغمبر فرشته نيامد كه شهادت به صدق او دهد . و مؤمنان ناديده به ملائكه ايمان مىآورند ؛ چون به جسم مثالى معتقد بودند ؛ يعنى جسمى كه بعضى آن را ببينند و بعضى آن را نبينند مانند آنچه در رؤيا ديده مىشود ، امّا با حقيقت . و كفّار مىگفتند : اگر ملائكه به رسول صلّى اللّه عليه و آله نازل مىگردند و او آنها را مىبيند ، ما هم بايد ببينيم . و نمىدانستند اين از خواصّ اجسام مادّى است ، امّا جسم مثالى را شايد يكى ببيند و ديگرى نبيند . « 1 »
مؤلف : چرا فرشتگان را بر ما فرونفرستادند يا چرا خداى را نمىبينيم .
علّامه شعرانى : اينان مادّى بودند و موجود را منحصر به جسم محسوس مىدانستند ، با اينكه فرشتگان و ملائكه مجرّدند و چيزىكه مجرّد باشد ، به آلات حسّى ادراك نمىشود . « 2 »
لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
. « 3 »
مؤلف : سخت متكّبر شدهاند اين كافران و طغيان و مجاوزت الحدّ از حدّ بيرون بردهاند كه ايشان را جز به يكى از اين دو قناعت نيست .
علّامه شعرانى : بر فرض به يكى هم قناعت مىكردند باز متجاوز بودند ؛ چون خداوند را به هيچوجه نمىتوان ديد و ملائكه را مردم عادّى با چشم جهانبين نمىبينند ، مگر در حال خلاف عادت به چشم مثالى . « 4 »
مؤلف : و در آيه التقا به معنى مماسّه و مخالطه است .
علّامه شعرانى : لقاى با خدا به معنى مماسّه و مخالطه هم صحيح نيست ، به آن معنى كه به ذهن عامّهء مردم مىآيد از برخورد دو جسم و ليكن مراد مؤلف از مماسّه و
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 364 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 262 .
( 3 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 21 .
( 4 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 262 .