تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠
إن لم يكن عن ريبة و شهوة ، و فينا قول ضعيف بجوازه مطلقا ، مأخوذ من روايات أخذوا بها و تركوا بها مدلول القرآن و السيرة مع عدم دلالة الروايات صريحا كما يأتي إن شاء اللّه . « 1 »
أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ
. « 2 » مؤلف : ابن جريج گفت : مخصوص است آيت بر پرستاران دون بندگان و بر قول آنان كه گفتند : بندگان در اين داخلند ، محمول بود بر آن‌كه إمّا ايشان نابالغ باشند و إمّا بر آن‌كه زينت ظاهر اظهار كنند بر ايشان . علّامه شعرانى : اگر گويى : زينت ظاهر خود ظاهر است و حاجت به اظهار ندارد ، گوييم : مفادّ آن همان است كه در
لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
« 3 » گذشت ؛ يعنى زينت خود را ظاهر نكنند ، مگر آن‌كه خود بىاختيار ظاهر باشد در هنگام حركت . و در اين‌جا نيز مراد آن باشد كه مملوك براى خدمت بسيار اتّفاق افتد كه چشمش به روى و موى سيّدهء خود افتد و آن را چون بىاختيار است و تنزّه از آن عسر و حرج ، مستثنى فرمود . « 4 »
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
. « 5 » مؤلف : و رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : « عليك بذات الدين تربت يداك » ؛ بر تو باد كه زن ديندار كنى به زنى ، دستهات خاك‌آلود باد ، يعنى درويش باداش . علّامه شعرانى : دستت خاك‌آلود باشد ، نفرين است در حقّ آن‌كه طمع مال كند در
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 136 . ( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 31 . ( 3 ) . همان ، آيهء 31 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 208 . ( 5 ) . نور ( 24 ) آيهء 32 .