تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
تغيير ندهد به حلال ، براى فرار از احكام شرع جايز نيست و حيلهء مشروع آن است كه حرام را ترك كند و به جاى آن مرتكب حلال شود ؛ مثلا كسى كه مىخواهد مال به گرو گذارد و قرضى بگيرد با ربا ، اين عمل را ترك كند و عين آن مال را بفروشد پس از آن‌كه نقدى به دستش آمد ، آن مال را يا غير آن را بخرد . و گفته‌اند : عقد تابع قصد است ، آن‌كس كه قصد ربا كند و به زبان لفظ بيع بگويد ، از حرام به حلال فرار نكرده است . « 1 »
وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ
. « 2 » مؤلف : حسن بصرى گفت : چون بديدند كه كوه بر بالاى سر ايشان آمده ، به سجده درافتادند بر يك روى ، ابروى چپ به زمين نهادند و به نيمهء روى سجده كردند و به نيمهء روى در كوه مىنگريدند ترس آن را كه بر ايشان افتد ، قوله :
وَ ظَنُّوا أَنَّهُ واقِعٌ بِهِمْ
« 3 » ، و گمان بردند كه بر ايشان خواهد افتادن . از اين كار جهودان همه سجده بر ابروى چپ كنند ، گويند : اين سجده‌اى است مبارك ، از آن سجده است كه به آن عذاب از ما برداشتند و آن سجده‌اى بود از صدق دل كه خداى تعالى بپسنديد از ايشان و آن عذاب برداشت از ايشان
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ
« 4 » ، يعنى و قلنا لهم ؛ و گفتيم ايشان را . و عرب قول بسيار بيفكند از كلام ؛ چون در كلام دليل باشد بر او . و گفتيم : ايشان را بگيرى آنچه ما داديم شما را به قوت ، يعنى تورات به جدّ و اجتهاد و عزم عمل بستانى . علّامه شعرانى : اهل كتاب گويند : خداوند شريعت را مانند كوهى بالاى سر آنها بداشت ، گويى بر سر آنها خواهد افتاد . و گويند : كوه كنايه از سنگينى شريعت است و ترس از افتادن او كنايت از فرار و ترك شريعت . امّا در مفسّرين ما كسى چنين تفسير نكرده و آنها از تلمود نقل مىكنند و به قول آنان اعتماد نيست . امّا
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 5 ، ص 313 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 171 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 63 .