بلا حاكم و الصغار و المجانين بلا قيّم و السارقين و المجانين بلا حدّ و هذا لا يجوز في حكمة اللّه أو تولية ذلك الجهّال بأحكام اللّه التاركين لاوامره و نواهيه و هذا أيضا غير لائق بحكمته . فالفقيه العادل أولى بالولاية من غيره و ربّما يتمسّك لإثباته بأحاديث ضعيفة الدلالة ؛ كمرسلة الاحتجاج « 1 » و حديث عمر بن حنظلة « 2 » و لا حاجة إليها بعد وضوح الدليل العقلي . « 3 »
مؤلف : امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - شراحه را كه زنى بود در عنفوان جوانى ، جلد فرمود روز پنجشنبه و به رجم امر كرد در روز جمعه .
علّامه شعرانى : شراحهء همدانيّه به شين معجمه و حاء مهمله است . و اين حديث را مسلم « 4 » در صحيح آورده است و اين قول اشهر و اقوى است و شيخ در نهايه « 5 » و ابن زهره . و بعضى ميان پير و جوان فرق گذارند كه در جوان به رجم تنها بايد اكتفا كرد و پير را جلد نيز كنند . و اين قول با اينكه خلاف قول مشهور است ، مناسب مقام قضا نيست ؛ چون ميان شيخ و شاب حدّ معيّنى نيست و احاله به عرف - چنانكه رسم فقهاى اين زمان است - صحيح نمىباشد ؛ چون عرف هم ميان جوان و پير حدّى محدود نمىشناسد . « 6 »
و اختلاف است در زمان غيبت كه فقهاى جامع الشرايط آيا مىتوانند حدّ بزنند ؟ و حقّ آن است كه هرچه از ضروريّات زندگى اجتماعى است ، مانند ولايت بر ايتام و غائبين و مجانين و قضا ، در عهد غيبت بر فقيه لازم است و او قائممقام امام عليه السّلام است ، و حدود هم از اين قبيل است ؛ امّا آنچه ضرورى نيست ، مانند جهاد و وجوب عينى نماز جمعه ، بر فقيه لازم نيست .
هامش
( 1 ) . احتجاج ، ص 470 .
( 2 ) . انوار نعمانيه ، ج 3 ، ص 53 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 7 ، ص 124 .
( 4 ) . صحيح مسلم ، ج 10 ، ص 5 - 6 .
( 5 ) . شيخ طوسى ، نهايه ، ج 2 ، ص 693 .
( 6 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 266 .