وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ . .
. « 1 »
مؤلف : در اين كلام دليل است بر آنكه تديّن به ما لا دليل عليه ممنوع است ، چه جاى آنكه دليل عقلى و نقلى دلالت بر خلاف آن كند .
علّامه شعرانى : مرحوم مجلسى رحمه اللّه در حقّ اليقين « 2 » فرمايد : خلاف است در اينكه آيا در ايمان ، يقين به معارف ايمانى شرط است يا ظنّ قوى كافى است و ايضا خلاف است كه آيا مىبايد ايمان به دليل حاصل شود يا تقليد در آن جايز است .
امّا اين بنده تصوّر نمىكنم در هيچ زمانى از كافرى كه مىخواست مسلمان شود « اظنّ أنّ محمّدا رسول اللّه » اكتفا مىكردند ، بلكه در وقت اسلام ابو سفيان چون در شهادت به رسالت سخنى گفت كه مفيد ظنّ وى بود ، عبّاس گفت : به جزم و يقين شهادت ده تا مسلمان باشى و تو را نكشند . و علّامه مجلسى در نقل دو خلاف و منع از پيروى عقل مبالغه فرموده است . بههرحال ، اتّفاقى است كه در ايمان ، يقين از روى دليل معتبر است و خود مرحوم مجلسى در باب سؤال قبر گويد : نكيرين مىگويند :
دين تو چيست ؟ مىگويد : اسلام ، مىگويند : از كجا دانستى ؟ مىگويد : از مردم شنيدهام مىگفتند ، من هم گفتم ، پس گرزى بر او زنند . . . . با اين حال ، ايمان به ظنّ و تقليد را در جاى ديگر كافى دانسته است . « 3 »
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) 117 .
( 2 ) . مجلسى ، حقّ اليقين ، ص 534 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 263 .