عوض آلام او را به مظلوم مىدهند ، به حدّى كه خشنود شود . و اين سخن مبنى بر مذهب ماست كه سختى و مشقّات اين جهان كه از طرف خداوند بر كسى وارد شود ، عوض آن بر او واجب است .
تفضّل نفعى است كه خداوند بدون استحقاق به كسى دهد . مانند آنكه كسى براى ميّت عبادتى به جاى آورد از حجّ و غير آنكه ميّت استحقاق اجر ندارد و مانند قبول توبهء گناهكاران كه بر خداوند واجب نيست . و در مقابل تفضّل ، ثواب است و عوض كه هردو واجبند به استحقاق . رنج و آزارى كه به كسى برسد ، اگر از طرف خدا باشد ، عوض آن بر خداست و اگر از طرف ظالمى باشد ، عوض آن را بايد ظالم ادا كند از آنچه در آخرت دارد .
عوض در اصطلاح متكلّمان در مقابل رنج و مشقّات غير اختيارى است و ثواب در مقابل تكلّف اختيارى در امتثال امر مولا ؛ مثلا مرض و فقر عوض دارد نه ثواب ، و نماز ثواب دارد نه عوض . و مستفاد از سخن سيّد آن است كه اگر ظالم مستحقّ عوض باشد ، عوض او را به مظلوم مىتوان داد به تقاص ظلم ، امّا اگر مستحقّ ثواب باشد ، نمىتوان . « 1 »
قالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ
. « 2 »
مؤلف : كافران را گويد كه چند درنگ كرديد در زمين زندگان يا مردگان در قبور ؟
علّامه شعرانى : در آيهء كريمه دلالتى نيست كه خطاب با كافران باشد . و اگر از مؤمنان پرسند : چه اندازه كشيد تا شما از دنيا به بهشت نقل كرديد ؟ گويند : روزى يا بعض روزى ، تا مؤمنان نپندارند از زمان مرگ تا بهشت زمانه بسيار است و در عبادت سستى كنند .
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 159 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 112 .