خاتم انبيا ، آخرت باشد و هكذا . « 1 »
مؤلف : و برزخ حاجب و مانع باشد .
علّامه شعرانى : خواه برزخ در آيهء كريمه بدينمعنى باشد يا به معنى ديگر ، وجود اين عالم متوسّط در نزد مسلمانان محقّق است ؛ به دليل آنكه روايات در خيرات براى مردگان و دعاى براى آنها و عذاب و ثواب قبر و زيارت و سلام بر قبور و امورى كه دلالت بر بقاى نفوس دارد پس از مرگ ، متواتر است . « 2 »
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
. « 3 »
مؤلف : آنچه مذهب محقّقان است ، آن است كه ثواب عمل كس به كس ندهند و به گناه كس ، كس را نگيرند ، لقوله :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
. « 4 » اگر گويند : چه گوييد اگر اعواض ايشان به آن وفا نكند ؟ گوييم : خداى تعالى تمكين ظالم نكند از ظلم الّا آنكه داند او را چندانى عوض ثابت حاصل مستحقّ هست كه به مظلوم شايد دادن ، و مذهب ابو القاسم بلخى آن است كه خداى تمكين كند ؛ چون داند كه در قيامت بمانند آن بر او تفضّل خواهد كردن كه مقابله توان كرد . پس درست در اين باب مذهب مرتضى است كه خداى تعالى هيچ ظالم را تمكين نكند از ظلم الّا آنگه كه او را چندان عوض باشد ثابت مستحقّ كه در هرحال انتصاف توان كردن ميان ظالم و مظلوم .
علّامه شعرانى : يعنى قول اصحاب حديث محقّقانه نيست ؛ زيرا كه ثواب كسى را به ديگرى نمىدهند و اين معاوضه و انتصاف بايد در ميان عوضها باشد و عوض ، غير ثواب است . عوض رنج و درد و مشقّات كس را شايد از او گرفت و به ديگرى داد ؛ مثلا ظالمى را آلامى رسيده ، چون رنج ديده مستحقّ عوض است و چون ظالم بوده ،
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 255 .
( 2 ) . روح الجنان ، ج 8 ، ص 158 .
( 3 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 101 .
( 4 ) . انعام ( 6 ) آيهء 164 .