در عدم قبول ايمان كه آن حضرت را احتياجى نيست به حكّام دنيويّه تا از روى بطلان به چنين دعوى عظيمهاى اقدام نمايد و آن را استعطاى اموال ايشان گرداند .
علّامه شعرانى : حكمت آنكه زكات بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و خاندان او حرام است ، همين بود كه نپندارند او براى معاش آنان دعوى نبوّت كرد . « 1 »
وَ إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّراطِ لَناكِبُونَ
. « 2 »
مؤلف : آنان كه نمىگروند به سراى ديگر ، يعنى قيامت ، و متعلّقات آن ، از صراط و ميزان . . . ، از آن راه راست كه دين اسلام است ، عدول كنندگان و ميلكنندگانند به بيابان ضلالت و گمراهى .
علّامه شعرانى : اصل ايمان اعتقاد به وجود عالم غيرجسمانى است و آنان كه موجود را منحصر در مادّى مىدانند ، به هيچيك از اصول دين و عقايد ضرورى ايمان ندارند ؛ چون خدا و ملائكه و وحى و سؤال و قبر و روح و برزخ و قيامت و حشر و نشر غيرمحسوس است و اوّل بقره ايمان به غيب را مقدّم بر هرايمان قرار داد و ابن سينا در اوّل الهيّات اشارت ، به همين مطلب آغاز كرد كه موجود منحصر در محسوس نيست . « 3 »
مؤلف : و گفتند : به صراط راه بهشت خواست ؛ يعنى به بهشت راه نبرند .
علّامه شعرانى : چنانكه در قرآن مكرّر آمده است ، شرط ايمان اقرار به عالم غيب است فى الجمله . و آنكه موجودى غيرمحسوس قائل نباشد ، محال است به انبيا ايمان آورد ، و دليل بطلان انبيا را همين قرار مىدهند كه آنان به عالم آخرت دعوت مىكنند :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ
. « 4 » و اگر وجود عالم غيب را
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 245 .
( 2 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 74 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 6 ، ص 245 .
( 4 ) . نحل ( 16 ) آيهء 38 .